برخی مطالب پیشین

 


تاریخ اندرز می دهد!

بازتاب چند ضعف

انقلابی در کار نیست!

پاسخ به مقاله روزالوکزامبورگ در باره کتاب"یک گام به پیش، دو گام به پس"

فیل در تاریکی

نامه انگلس و مارکس به رهبران حزب سوسیال دموکرات آلمان(قسمت اول)

چرا؟؟؟؟

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

کلاغهِ...دریده

در باره اعدام

ترجمه، رسالتی اجتماعی

بحران اقتصادی و گریزگاه لیبرال وطنی

انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان

سرمایه داری از بی کفنی زنده است

مفهوم رهبری و نقش روشنفکران

تاکتیک سیاسی

چیز سیاه ادامه دار

آفتاب آمد دلیل آفتاب

در باره نقد

امپریالیسم روسیه - تناقض و بازسازی

بالاتر از سیاهی

VOA، نفیر دموکراسی محتضر

مشروطه ایرانی -انتقاد بر دو نقد شتاب زده (بخش اول)

آماتوریسم در ترجمه - آثار کارل مارکس(بخش اول)


 


جستجوی پایگاه:

 


 RSS 

 

صفحه اصلی  |  یادداشت  |  مقاله  |  ترجمه  |  مطالب دیگران  |  آرشیو  |  پیوند  |  تماس با ما

 
 یادداشت‌ها

نمایش نسخه‌ی چاپی این مطلب بازتاب چند ضعف

پنجم تیر هشتاد و هشت

در آئینه این تب و تاب اجتماعی که درتهران و به درجه کمتری در یکی دو شهر مهم دیگر وجود دارد تصاویر خاصی از برخی خصوصیتهای جامعه ما منعکس میشود که بررسی مختصر آنان در این لحظه میتواند مفید باشد:

١- اولین و مهمترین تصویر مربوط به خیزشهائیست که با شرکت گسترده و بی شکل مردم برپا میشود. این نوع طغیانها که در جامعه ما متداول است نه یک علامت قوت که علامت ضعف است. رهبری معمولاً غیرمردمی این خیزشها، بارزترین مشخصهی این ضعف است.

٢- تصویر دوم مربوط به فقدان احزاب مدرن پایدار چه در طبقه حاکم و چه در طبقه کارگر و اقشار میانی جامعه است. وجود ساختار تاریخی – اجتماعی استبدادی درجامعه ایران که تبلور خود را در ساختار سیاسی سرزمین ما بازتاب میدهد موجب شده است که احزاب مدرن، که اساساً از میان پیشروان طبقات اجتماعی و تحت تأثیر توسعه شیوه تولید سرمایهداری شکل میگیرند، در اینجا تاسیس نشود. تداوم خیرش های تودهای بی شکل، بدون پیشینه روشن مبارزه طبقاتی، و انطباق مبهم منافع طبقات در مواقع خطیر حتی در پایان دهه اول سده بیست و یکم ناشی از فقدان چنین احزابیست.. حتی بورژوازی ایران در جهت رفع نیازهای سازمانی خود در این فضای بسته سیاسی همواره به شکلهای خیلی محدودی گونهای از تشکل را در قالب احزاب دولتی به وجود آورده است. این احزاب در مقاطعی توانستهاند پاسخگوی این نیازها باشند. موضوعیت این احزاب اساساً محدود به رتق و فتق دعواهای داخلی حکومتگران در غیاب جنبشهای انقلابی سازمانیافته از پائین میباشد. طبقه کارگر و تودههای خرده بورژوازی که به علت اجتنابناپذیری توسعه سرمایهداری فضای شهرها را پر کرده و شهرهای بزرگ به وجود میآورند، به گونهای دیگر نیاز به سازمان یافتهگی را احساس میکنند که با ساختار سنتی سیاسی –اجتماعی کشور در تضاد است. اگرچه خود این ساختار نیز تحت تأثیر حضور اجتماعی روزافزون طبقه کارگر و اقشار کثیرالعده تحصیلکرده میانی نوین و توقعات مدرن آنان به وضعیت ناپایداری روزافزونی رسیده است. این وضعیت ناپایدار معمولاً خود را در شرائطی که به دلائل خاصی چون جنگ و بحرانهای اجتماعی ساختار سیاسی حاکم قادر به صیانت از ماهیت سنتی خود نیست، به صورت شکلگیری خیلی سریع گروههای سیاسی رنگارنگ در حول و حوش کارگران و همین طیفهای میانی تحصیلکرده بروز میدهد. حتی در دورههائی که این بحرانهای اجتماعی به درازا کشیده است و آزادیهای نسبی دراز مدتتری وجود داشته است، این احزاب به سرعت رشد کرده و رد پاهای مهمی هم در جامعه گذاشتهاند. از این قبیلاند، احزاب دوران پس از مشروطیت ، و سالهای پس از جنگ دوم جهانی، و دوران متزلزل پس از انتقال قدرت به جمهوری اسلامی در سالهای ٥٧ تا ٦٠ شمسی.

٣- وجود گروههای سیاسی بی آب و رنگ که در شرائط عادی در حاشیه جامعه سر میکنند تصویر سوم است که بازتاب مییابد. اگر چه ضرورت وجود احزاب در جامعه ما نیز به علت گوناگونی منافع طبقات و اقشارمختلف و نیز حتی در میان هر طبقه مثل همه جوامع سرمایهداری وجود دارد، اما تاریخ اجتماعی و سیاسی هر کشور پیشینهای ست که گاه چون وزنهای بر پای آن سنگینی میکند و باعث میشود که ترکیبات خیلی مختلفی از نهادهای سیاسی در جامعه شکل بگیرد . برای نمونه احزاب موجود در هند و پاکستان با وجود تأثیر خیلی زیادی که در سرنوشت آن کشورها میگذارند، به هیج عنوان از لحاظ شیوههای رفتاری خود با احزاب اروپائی در یک طیف قرار نمیگیرند. آنها ترکیبی از دموکراسی غرب و شیوههای تروریستی آسیائی را همزمان در خود دارند و در سیاست روز خویش در دنیای معاصر از آن بهره میگیرند. در کشور ما از آغاز قرن گذشته تا کنون، با وجود بروز تحولات اجتماعی مهم، شرائط لازم و کافی برای شکلگیری و پایداری واقعی (اجتماعی)احزاب و سازمانهای سیاسی فراهم نشده است. و همیشه گروههائی با اهمیت کم از لحاظ تاثیرگذاری بر رویدادهای سیاسی در حاشیه جامعه وجود دارند که بدون این که قادر به اجرای نقش احزاب اجتماعی مهم باشند فقط سایه روشنهائی از منافع طبقات را انعکاس میدهند.

٤- بحران امروزی جامعه ایران که دقیقاً از لحاظ ماهیت خود بحرانی حکومتیست و ریشه در نوع شکلگیری جمهوری اسلامی دارد، باز همه این خصوصیات را به نحو روشنی بازتاب میدهد. احزاب حکومتی که سعی کردهاند خود را با الگوهای دموکراسی لیبرال در حیات خلوت خود نظام شکل بدهند، ناتوانی خویش را در انجام قواعد یک مبارزه انتخاباتی نشان داده و کار را به مبارزه در سطح خیابان میکشند و با خود تودههای وسیعی از مردم را که فاقد احزاب و رهبران راستین خود میباشند درگیر میکنند. صحن خیابان برای مدتی جای مراکز رسمی تصمیمگیری حکومتی را میگیرد و ناکارآئی این ارگانها را حتی برای حل مناقشات جناحهای حکومتی نشان میدهد. نه نهاد رهبری، نه مجمع تشخیص و نه مجلس شورا و نه خرده نهادهای دیگر کاری را که در خیابان میشود انجام داد برای جناحهای حکومتی انجام نمیدهند. در این میانه ورود گروههائی که در حاشیه میزیستند به صحنه مطرح میشود. این تشکلها مشخصات خاص خود را دارند. اول از همه معمولاً استنباط دقیقی از موقعیت خود و میزان تاثیری که میتوانند بر سیر وقایع بگذارند ندارند. دوم، لاجرم نسبت به شرائطی که بدون حضور آنان پرورش یافته و به طغیان کشیده شده است وضعیتی تبعی و دنبالهروانه دارند. سوم، به دلیل ترکیب دو خاصیت بالا و نداشتن معیار سنجشی که از تجربه به دست آمده باشد، هم خود و هم وقایع را بزرگتر از آن چیزی که هست میبینند. به رسمیت شناخته شدن نظام توسط جمعیت میلیونی رایدهندگان را به گونهای تفسیر میکنند که یا فریب خوردهاند و یا این که آگاهانه زمینه دعوای جناحین را فراهم میآوردهاند. در حالی که مردم ایران سالهای کمیست که واقعیت یک نظام سیساله را پذیرفتهاند. این واقعبینی به آنها کمک میکند که ابزار و اشکال مبارزه خود را برای خواستههایشان به گونهای انتخاب بکنند که هم در دسترس آنان باشد و هم گامی چند آنان را به پیش ببرد. شما اگر حتی بخواهید پدیدهای را نفی بکنید، ناگزیر باید موجودیت چیزی را که خیال نفی آن را دارید به رسمیت بشناسید. این قبیل تشکلها به پیروی از تصور خود ساخته از سطح و نوع مبارزه مردم و انرژی انکارناپذیری که در پشت سد سالها محرومیت سیاسی و اقتصادی آن انباشته شده است و هر بار به اشاره عصای جادوئی ساحری به انبان جناحی از حکومت واریز میشود، خود را در بحبوحه انقلاب عظیمی میبینند که خود به خود ساخته شده است. این گروهها معمولاً رسالت خود را در حضور موقتی در شرائط بحرانی به عنوان بخشی از آرایش صحنه میبینند. پس ویژگی جامعه ایران که فقدان مفرط سازماندهی و سازماندهی در سطح سیاسیست به خوبی خود را در این بحران اجتماعی نشان میدهد.

٥- اما اگر خوب سنجیده شود، در همین کارزار و با هر میزان از اندازه و توان میتوان گامهائی برداشت که علیه آن گرایشات سنتی و تشکل پذیریهای موقتی و حاشیهای باشد. هرگاه در این دوران که ممکن است خیلی کوتاه باشد کارنامهای از یک نیروی جدی که در هنگام درو متکی به کاشتهی خویش است ساخته شود، آنگاه حداقل مناسبی برای شرکت در مبارزات آتی به صورت یک نیروی اجتماعاً به رسمیت شناختهشده به دست آمده است که از طرف هیچ نیروی دیگری قابل انکار نیست. خیال باطل در به دست آوردن همه چیز در شرائطی که در فاز صفر همیشگی خویش قرار داریم از یک سو، آب در هاون کوبیدن است، و از سوی دیگر، از دست دادن فرصت اجتماعی فراهم آمده برای جسمیت یافتن و به رسمیت شناخته شدن در اذهان مردمیست که بیش از همیشه نیاز به هادی و راهنما و کمتر از همیشه نیاز به رهبران دنبالهرو دارند

٦- جامعه در این دورهی مهمی که صفحاتی پراهمیت به کارنامه هرکس اضافه میکند، به نظاره میپردازد و در کوران زندگی به شناسائی پدیدههائی که باید در زندگی آن نقشی موثر داشته باشند میپردازد.ابتدا باید سیر واقعبینانهای از حوادث را پیشبینی کرد و از دام خودبزرگبینی رها شد. به جای دنبالهروی از انرژی رهاشدهی مردم باید در توضیح چرائی این منازعات و آیندهی محتملی که در جهت تقویت هسته درونی نظام و پوستاندازی نوین آن است سعی به عمل آورد. حداکثر دستاورد ممکن در این دوره میتواند مصون کردن جامعه از تاثیر منازعات درون حکومتی و افتادن در مسیری مستقل برای آیندهای میان مدت باشد (برخلاف تبلیغات بی مایهای که کارجمهوری اسلامی را در همین دو سه هفته تمام شده میبینند). اگر عنصر آگاه در این دوره کار پایه خود را بر توضیح جنبه طبقاتی مقوله آزادی و مفاهیم مغایری که در پس اندیشه احزاب موجود حکومتی در باره آزادی وحود دارد قرار دهد، و با استفاده از تجربیات همین روزهای متلاطم کوشش کند تا جنبه ظاهری وجه اشتراک میان منافع این جناحها را با منافع مردم افشا کند،کاری صحیح در جهت منافع آن آینده میان مدت انجام داده است. آیندهای که مرکز ثقل آن خودبسندگی در سازماندهی اعتراضات مردمی است.


Bookmark and Share
این مطلب تاکنون 288 بار خوانده شده است -   بحث و نظر