در شماره ١٠١ « فرهنگ توسعه» مطلبی به نام «آماتوریسم در ترجمه » از من منتشر شد که
به منظور نشان دادن نارسائی کارهای فردی و ضرورت کار گروهی در ترجمهی آثار مرجع،
قسمتهائی از کتاب های«دست نوشتههای اقتصادی و فلسفی ١٨٤٤» ( حسن مرتضوی)، « صورت
بندیهای اقتصادی پیشا سرمایهداری» (خسرو پارسا) و گروندریسه ( باقر پرهام – احمد
تدین) در آن بررسی شده بود.درآن جا از جمله گفته شد:
«آثار کارل مارکس از جمله آثاریست که ضرورت ترجمهی آن وجود دارد، و همین ضرورت
موجب شده است که تلاشهائی در این زمینه انجام شود. ترجمهی آثار کارل مارکس به
ویژه آثار وی در اقتصاد سیاسی که هم از لحاظ چند بعُدی بودن مفاهیم؛ یعنی همراهی
وهمزمانی علوم مختلف، و مشروط بودن ِفهم کامل آنها به این همزمانی، و هم از لحاظ
شیوهی بیان دیالکتیکی این آثار که استفاده از تمام ظرفیتهای زبان مقصد را برای
پرورش و بازگوئی ظرافتهای نظریاش اجتنابناپذیر میکند، احتمال استنتاج ناقص و
حتی غلط مفاهیم را برای هر مترجم منفردی بالا میبرد. حتی نگاهی خیلی سریع به
ترجمهی این آثار به فارسی بلافاصله صحت این ارزیابی را تأیید میکند.
اولین نتیجهی بد این قبیل ترجمهها پدیداری ِتعبیرهای نادرست، مخصوصاً برای دانش
پژوهانیست که تازه به مطالعهی این آثار روی آورده اند. آنهائی که در گذشته خود
طعم تلخ این بد فهمیها را چشیدهاند به خوبی میدانند که چه میزان نیرو و انرژی
برای جبران خسارتهای ناشی از این بدفهمی باید مصرف شود.و تازه این کمترین تاوان
ممکن است. دومین نتیجهی بد، بروز وازدگی ناشی از هیبت بغرنج ترجمهی فارسی این
متون مهم است که به رغم پیچیده بودن مفاهیم از بدو تدوین تا کنون در حوزه علوم
انسانی قاطعترین و پهناورترین دامنهی تأثیر را بر همه متفکرین و پیشروان اندیشه و
عمل در سراسر جهان داشته؛ که نشان میدهد مارکس بیش از هر متفکر دیگری موفق به
عمومی کردن اندیشههای ناب نظری شده است. متآسفم که بگویم نبود بعضی از این
ترجمهها بهتر از بود آنهاست، و متأسفم که بگویم بخش زیادی از زحمات بعضی از این
مترجمین محترم منتهی به خلق آثاری غیر قابل اعتماد شده است. مسلم است که هیچ
ترجمهای از آثار مرجع بدون ویراستاری معتبر و همکاری گروهی افراد مطلع سرنوشت
بهتری نخواهد داشت» .
در آن هنگام بعضی از دوستان، که خود نیز دستی در کار ترجمه داشتند، میگفتند تو
آرزوی خوبی داری اما با توجه به شرائط، همکاری گروهی در ایران عملی نیست؛ و من
شاهدی برای اثبات مدعای خود نداشتم. اما خوشبختانه اینک با منتشر شدن ترجمه جلد ١
سرمایه(حسن مرتضوی)، از این تنگدستی میرهم. هنوز ترجمه مزبور را نخواندهام، اما
برای کسی چون من کافیست که با خواندن مقدمهی صادقانهی مترجم که ما را از
همکاری افراد مطلع، حتی تا مرز ترجمهی کامل یک بخش، آگاه میکند،
به شوق بیایم و ضمن آرزوی تداوم کار پر فروغ این دوستان کوشنده، به ویژه حسن
مرتضوی، امیدوار باشم که این آغاز اصولی برای استاندارد کردن ترجمه در آثار مرجع،
از طریق کار گروهی، موجبی برای تشویق و هدایت سایر مترجمین زحمتکش
باشد.