برخی مطالب پیشین

 


تاریخ اندرز می دهد!

بازتاب چند ضعف

انقلابی در کار نیست!

پاسخ به مقاله روزالوکزامبورگ در باره کتاب"یک گام به پیش، دو گام به پس"

فیل در تاریکی

نامه انگلس و مارکس به رهبران حزب سوسیال دموکرات آلمان(قسمت اول)

چرا؟؟؟؟

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

کلاغهِ...دریده

در باره اعدام

ترجمه، رسالتی اجتماعی

بحران اقتصادی و گریزگاه لیبرال وطنی

انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان

سرمایه داری از بی کفنی زنده است

مفهوم رهبری و نقش روشنفکران

تاکتیک سیاسی

چیز سیاه ادامه دار

آفتاب آمد دلیل آفتاب

در باره نقد

امپریالیسم روسیه - تناقض و بازسازی

بالاتر از سیاهی

VOA، نفیر دموکراسی محتضر

مشروطه ایرانی -انتقاد بر دو نقد شتاب زده (بخش اول)

آماتوریسم در ترجمه - آثار کارل مارکس(بخش اول)


 


جستجوی پایگاه:

 


 RSS 

 

صفحه اصلی  |  یادداشت  |  مقاله  |  ترجمه  |  مطالب دیگران  |  آرشیو  |  پیوند  |  تماس با ما

 
 مقاله‌ها

نمایش نسخه‌ی چاپی این مطلب به آرامی

١ می - سیدنی

دختر جوان آرام از کنار من عبور کرد. از رو به رو دو زن گفتگوکنان نزدیک می شدند، و گویا از خرید می آمدند. برای این که اتومیبیلی که راننده ی آن خانم مُسنی بود زیاد معطل من نشود به سرعت عرض خیابان فرعی را طی کردم.

هوا کمی رو به سردی می رفت و نسیم خنکی می وزید. زیپ کاپشن چینی خود را بالا کشیدم و یقه آن را برگردانیدم.

آن دو زن گفتکوکنان گذشتتد. خیابان خلوت بود و سکوتی که گاهی با گذر اتومبیلی به خود می لرزید در طول خیابان پرسه می زد و پیدا بود که به این خیابان عادت دارد. خانه های اطراف نیمه تاریک بودند و خواب رفته رفته بر آنها مستولی می شد و صدای طوطی های وحشی در لا به لای درختان خاموش شده بود.

دورنمای زن جوانی که به سرعت گام بر می داشت از خیابان خارج شد و پائیز در طلیعه ی ماه می از دالان شبی دیگر به آرامی عبور می کرد.

من اما در اندیشه ی شب هولی بودم که در بهار آغاز می شد.


Bookmark and Share
این مطلب تاکنون 268 بار خوانده شده است -   بحث و نظر